X
همه چیز درسته تو فقط بخند - خانه ی سوخته

  • Contact
توضيحات :
خانه سوخته خانه ی سوخته داستان از یک خانه سوخته مصلحت تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، او با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقیانوس چشم م
منوي اصلي
درباره ما

من منم نه کسی دیگه عاشق هر چی که فکر کنی ما چیزی نیستیم ولی خواهیم شد
این وبلاگ چطور است






آخرين مطالب
محبوب ترین ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 43
بازدید دیروز : 68
بازدید کل : 5795
تعداد مطالب : 92
تعداد نظرات : 4
کاربران عضو شده : 1
1 2 3 4 5
نويسنده : وروجک | دسته بندي : سرگرمی و فال, کتاب, همه دسته ها, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 1393/10/5 - 13:55

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، او با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از ساحل بسازد ....

تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود، بدترین چیز ممکن رخ داده بود، او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»
صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!».



برچسب‌ها : ////