• Archive
  • Contact
توضيحات :
<-Description->
منوي اصلي
درباره ما

من منم نه کسی دیگه عاشق هر چی که فکر کنی ما چیزی نیستیم ولی خواهیم شد
این وبلاگ چطور است






آخرين مطالب
محبوب ترین ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 35728
بازدید دیروز : 2168
بازدید کل : 93160
تعداد مطالب : 149
تعداد نظرات : 53
کاربران عضو شده : 3
نويسنده : وروجک
تاريخ ارسال مطلب : 1394/2/5 - 19:22

به دادش رسیدم دلم رو رها کرد
صداش کردم اون وقت رقیبو صدا کرد
به پاش می نشستم خودش دید که خستم
ولی بی وفا باز رها کرد دو دستم
واسه شب نشینی رفیق قدیمی
شدم رنگ اون شب که چشماش سیام کرد
حالا روزگارم عوض شد دوباره
حالا اون خودش فکر برگشتو داره
حالا من نشستم به سکان نورم
ولی اون به جز من کسی رو نداره

————————————–

می بخشم دوباره گناهی که کرده
می بخشم می دونم که دستاش چه سرده
می شم سلطان شب رفیق قدیمی
بازم مثل وقتی که بودیم صمیمی
بدون زندگی بازیگردون ترین
زمین خوردی دیدی که دنیا همینه
به دادش رسیدم دلم رو رها کرد
صداش کردم اون وقت رقیبو صدا کرد
به پاش می نشستم خودش دید که خستم
ولی بی وفا باز رها کرد دو دستم
واسه شب نشینی رفیق قدیمی
شدم رنگ اون شب که چشماش سیام کرد
حالا روزگارم عوض شد دوباره
حالا اون خودش فکر برگشتو داره
حالا من نشستم به سکان نورم
ولی اون به جز من کسی رو نداره
می بخشم دوباره گناهی که کرده
می بخشم می دونم که دستاش چه سرده

——————————

می شم سلطان شب رفیق قدیمی
بازم مثل وقتی که بودیم صمیمی
بدون زندگی بازیگردون ترین
زمین خوردی دیدی که دنیا همینه